مطلب قبلي :: صفحه اول :: مطلب بعدي

گاز و گوز

شنبه ۶ خرداد ۸۵

این صبح های زود بیدار شدن دیگه داره دمار از روزگارم در میاره .هر روز هر روز 6 از خواب پا شدن دیگه داره دیوونم می کنه .دلم می خواد شغلم رو عوض کنم . از طرفی این ریسک اون هم زمانی که 4 ماه دیگه باید برم سر خونه زندگی خودم خیلی خریت محس.ب میشه و حداقل باید یکسالی صبر کنم تا اوضاعم معلوم شه .
دیشب و پریشب هم که ساعت 4 و 2 خوابیدن و الان که دارم تایپ می کنم زیر لب فحش خواهر و مادریه که به زمین و زمان-حتی شما دوست عزیز-دارم می دم .
کیوان یه چیزایی نوشته تو وبلاگش نفهمیدم راست گفته یا دری وری ! خلاصه کیوان جون نوشته ات رید تو اعصابم رفت پی کارش .کیوان از تنها موجودات تو وبلاگستان هست که موجودیتش برام باور پذیره و بدون عقده گشایی و کمبودهای زندگی روزمره مطلب می نویسه .
تو وبلاگش نه از چسی های ناشتا ناشتا خبری هست که دیروز رفتم فلان کافه و فلان رستوران و نه از تیریپ های روشنفکری تخمی معمول و مرسوم تک تک ما تو نوشته هاش خبری هست.
خلاصه که خیلی باهاش حال می کنم و ببینم بلایی داره سرش میاد اساسی ریده میشه تو اعصابم.

لینک مستقیم | مه 27, 2006 11:52 ق.ظ GMT | نظرات وارده: 6 نظر


.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان



فکر کردي وبلاگت خيلي خوبه اصلا واصلا اينجوري نيست تو وقت کردي يه کم فحش بده!!!!!!!!!!


ياس(حاجي) :: دوشنبه ۱ مهر / ۲:۰۹ بعدازظهر ::


اصلا حس گربه این نذاشت که ساده از کنار این پستت رد شم! بنده خدا... ماها رسما نموده شدیم تا کیوان دست از قهرورچسوندنش ورداره اونوقت تو میگی تازه ریده شده به اعصابت؟ تازه اینکه این کیوان یه هوا ارگاسم میشه میاد میبینه یه همچین حالتی بهت دست داده... میبینی که!؟؟! اگه 10000 خط مینوشتی کامنت نمیذاشت که جونم مرگ شده... همچین که مطمئن میشه خودشه یهم کوک میشه


گربه چکمه پوش :: چهارشنبه ۳۱ خرداد / ۱۰:۳۸ صبح ::


سلام. خسته نباشيد بعد از همه اون فحش هايي که بر سر خوانندگان محترم وبلاگتو نازل کرديد. در مورد وبلاگ دوستتون موافقم. من امروز به طور کاملا اتفاقي از يه وبلاگ از پشت يک سوم رو ديدم بعد هم از همون جا وبلاگ شما رو. موفق باشيد.


نازي :: دوشنبه ۲۹ خرداد / ۶:۱۸ بعدازظهر ::


شما وقت کردين واسه هم نوشابه باز کنين :))


پينک :: یکشنبه ۷ خرداد / ۱۱:۳۷ صبح ::


من مخلصم


روزبه :: شنبه ۶ خرداد / ۴:۰۹ بعدازظهر ::


به جون خودم تو جزء معدود آدمهاي ؛ آدم شناس ؛ تهران و حومه هستي. کيوان رو خوب اومدي. خداوکيلي هر چند وقت يکبار يه پست اينچنيني بذار خيلي خوشحال ميشم وقتي ميبينم مردم ازم تعريف ميکنند.
پنداري امروز زياد حالت خوب نيست از اون فحش خواهر مادري که يقه همه رو گرفت معلوم شد. البته ناگفته نماند که اين کيوان هم خيلي آدم حسابي نيست! من از نزديک ميشناسمش. چسي ناشتا هم زياد مياد ولي چون بو نداره جماعت متوجه نميشن. ولي خب مطمئن باش اگه يه دستي هم بشه واسه دل تو يکي وبلاگش رو آپديت ميکنه!


k1 :: شنبه ۶ خرداد / ۰:۳۵ بعدازظهر :: k1.mail@gmail.com