مطلب قبلي :: صفحه اول :: مطلب بعدي
روز روزانه
چهارشنبه ۱۴ تیر ۸۵
دیشب با پسر عموی عیال شام رفتیم بیرون و تو اتوبان بودیم که دیدم دو تا ماشین اسکورت از بقلمون رد شدن و داخل ماشین خاتمی نشسته بود با همون لبخند زیبای همیشگیش راستش رو بگم از دیدنش مثل آخرین باری که دیدمش دلم ریخت پایین این مرد واقعا معنای کامل کلمه کاریزما است .دستی تکون دادیم و لبخندی زد و رفت .
بعد شام هم رفتیم خونه یکی از دوستان و بازی رو دیدیم از ته دل دلم می خواست آلمان نبره زیاد برام مهم نبود که کی هست که آلمان رو می بره فقط دلم می خواست که آلمان ببازه و باخت .
دقیقه آخر که گل ها رو زد اینقدر جیغ زدیم و ورجه وورجه کردیم که فکر کنم همین فردا کیوان و زنش رو از خونشون بیرون کنن .خلاصه با حالت تی تاب دادگی به الاغ راهی خونه شدم و دوباره صبح ساعت 6 مثل سگ از خواب بیدار شدم و اومذم سر کار .
کیوان در مطلب جدیدش درباره علاقه اناث به فوتبال ایتالیا و مردان ایتالیایی نوشته و به نظر من هم هیچکدومشون همچین قر و قیافه مالی برا غش و ضعف ندارن البته می گن تو مو میبینی و ما پیچش مو و خانم ها هم حتما پی به چیزی تو اینا بردن که اینجوری دهنشون آب میفته براشون .
به هر حال به حق آقا علی عباس خدا نصیب یک یک اناث ایرانی در بهشت غلمانی ناپولییای الاصلی اهدا کند .
.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان
شخص بنده فکر مي کنم که شما و اون آقا کيوان کمي بفهمي نفهمي حسود تشريف داريد. گرچه من از اين ايتالياييهاي پدر سوخته و مارمولک خوشم نمياد ولي خدايي هميشه در وصف زيبايي ايتالياييها زياد صحبت شده.
واسه اون دعاي آخر نوشتتون يه آمين محکم و دشمن کش سر ميدم.
جوجو :: پنجشنبه ۱۵ تیر / ۰:۳۲ بعدازظهر :: juju_1359@yahoo.com