مطلب قبلي :: صفحه اول :: مطلب بعدي
c,vc,v
سه شنبه ۱۴ شهریور ۸۵
این روزها اساسی درگیرم و هر روز باید بدوم دنبال راست و ریست کردن کارهام .اون قسمت کار ها که مربوط به خرید ها و کارهای خانه جدیدم میشه برام خیلی جالبه ولی اون قسمتش که مخصوص مراسم ازدواجه واقعا دچار حالت تهوعم می کنه .واقعا خریت هست که یه ماه بدوی تا یه شب به این و اون خودنمایی کنی و بگی ببینین چه عروسی توپی گرفتم .
تا حالا به این شدت با مراسم و سنن تخمی تخیلی این دیار اریایی درگیر نشده بودم و هر چی بیشتر می گذره بیشتر از این گه دونی بدم میاد .
دیروز با عیال رفتیم خانه و آمدیم تا دیوار کوب و سقفی ها رو سر هم کنیم و هرچی ایده داشتم و ارایه کردم نتونستم اون ها رو سر هم کنم و نگار هم بهم گفت بده من درست کنم و من هم که مردسالاری نهادینه ام گل کرده بود فکر می کردم ایشون صرف زن بودن نمی تونه کار فنی بکنه و در اخر با تحقیر میله و لامپ و حباب رو دادم بهش و چشمتون روز بد نبینه در عرض دو دقیقه ردیفش کرد و عین کاتالگ تحویلم داد .
خلاصه باز هم قدرت انکار ناپذیر اناث به من ثابت شد باشد که آدم شوم .
.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان
سلام روزبه جان. میگم اگه دوست ندارین چرا زیر بار رفتین؟
اینو بخون ببین ما چی کردیم. :)
http://mithras.org/mt/000519.php
هاله :: سه شنبه ۲۱ شهریور / ۰:۰۶ بعدازظهر :: me@mysite.com
من هم از اين مراسم هاي مسخره حالم بهم ميخوره...در مورد قدرت انکار ناپذير اناث هم خدمتت عرض کنم که بارها از طرق مختلف اثبات شده اما نميدونم باز هر موردي پيش مياد ابتدا خودم پيشقدم ميشم!!!
مرد باراني :: شنبه ۱۸ شهریور / ۱۱:۴۴ بعدازظهر :: amiriano@gmail.com
هر چقدر هم اداي روشن فکري رو در بياريد نميشه عوض شيد. يه چيزايي ميره تو خون آدم.
شملک :: جمعه ۱۷ شهریور / ۴:۴۴ صبح :: shamalakk@yahoo.com