مطلب قبلي :: صفحه اول :: مطلب بعدي

pvtpvt

شنبه ۸ اردیبهشت ۸۶

پنجشنبه شب را خانه شراگیم رفتیم .من در معیت همسر آمدم و مهیار تنها ! آمده بود و سهیل دلقک بود و نازنین و دوستش .راستی نازلی هم بود ! شام راخانه شراگیم دعوت بودیم و حاشا و کلا که این شراگیم بچه معروف برای شام یک لقمه غذا جلویمان گذاشته باشد و به والله قسم اگر یکدانه میوه خشک و خالی در خانه اش پیدا می شد . کاش لا اقل یک قلپ چایی بهمان تعراف می کرد .واقعا حیف از من که هفته گذشته اش همه اینه را خانه ام اورده و از نایب برایشان سفارش برگ مخصوص و شیشلیک دادم .تازه به من قول دادند لینک وبلاگم را در سایتشان بگذارند که چنین نکردم . آدم ها را باید در همچین شرایطی شناخت .تازه خوش به حال کیوال از پشت یک سوم که ما را به چهار تا کرال و ورجه ورجه کردن تو‌ آب اون هم با پدرزن گرامیش فروخت و اصلا اون ور ها پیداش نشد .
تازه از همه بدتر تیپ مردونه سهیل رو بگو که با این همه تریپ و کلاس از گرسنگی مثل کتاب آشپزی نجف دریابندری رو به شیکمش بسته بود .خلاصه از ما گفتن کلاهتون هم تو اکباتان گم شد اون ورا برای پیدا کردنش هم نرید .

پی نوشت : بلاگر ها دعوا کنند ابلهان باور کنند .(باور کنند 2 مرتبه )

لینک مستقیم | آوریل 28, 2007 10:30 ق.ظ GMT | نظرات وارده: 1 نظر


.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان



انگار به سلامتی این درست شد اقای حسین منصور تنکی یو


روزبهv :: سه شنبه ۱۱ اردیبهشت / ۰:۲۹ بعدازظهر ::