مطلب قبلي :: صفحه اول :: مطلب بعدي
365
چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۸۵
انگار همین دیروز بود و روز و روزهای قبل از آن هم بوده ای .
دوست داشتن و دوست داشته شدن ، بی شک برای من دلیل بودن است که اگر نباشی و نباشد بودم نابود می شود که شده بود مدتی و روزهای خستگی یک یک می امدند و تنها تو نبودی و تنهایی بود .
برای تو نوشتن برای تویی که دیگر منی و برایت نوشتن ،لاجرم جدا کردنت از خویش را می طلبد سخت است . اما همیشه نوشتن را دوست داشته ام و از آن بیشتر تو را .
یکسال در زندگی تمر مر السحاب تنها چرخش ابری است در آسمان ابدیت وچگونه می شود این ابر آبستن باران ابدیت بر پیکره خسته روزمرگی هایم شده و زنگار تکرار و تکرار را از تنم زدوده و انگیزه شده برای چگونه بودنم.
دوستت دارم .و خوب می دانم که دوستم داری و آبگین عشقت به من زلال تر و آبی تر از آن من است .
سیصد و شصت و پنج روز از دیدنت گذشته و امروز تازه تر از همان روزهای اول در آغوشت آرام می شوم که
از معجزت عشق همین بس
که تمام بلندای غرور و مردانگی مردت
در گوشه ای از آغوش کوچکت
گم می شود
به های های
امروز سالگرد آشنایی با تو همیشگی ترین بود تویی که دیگر دوام با هم بودنمان به کاغذ و دفتر کشیده شده است و اسم زیبای تو حک شده بر صفحه دوم شناسنامه و به قولی همسرم شده ای .
سیب کوچک خوشبختی
دوستت دارم .