مطلب قبلي :: صفحه اول :: مطلب بعدي

گرفتگی دل

شنبه ۲۰ آبان ۸۵

باید این لوله های لعنتی دل را تعویض کنم .زیادی تنگ هستند و کوچکترین چیزی در آن ها گیر می کند و گیر کردن همان و حال و روزم خراب شدن همان .
امروز از سر صبح یک چیز قلمبه رفته و صاف لوله اصلی را بسته و اساسی دلم گرفته است .هرچه هم دفتر تلفن را ورق زده ام یک لوله باز کنی موجه و معتبر پیدا نکرده ام که زنگ بزنم بگویم بیایند و فنری ،چیزی بزنند و گرفتگی دل را باز کنند.آخر نیم شود دل را به دست هر کسی بسپاری ناسلامتی دل است لوله توالت که نیست که اگر خراب هم شد بروی و یکی تازه جایش بخری.دل است و پر از روزنوشت های عمر است و از همان اوان شانزده هفده سالگی که تاپ و تاپش را شنیده ای تا امروز که هشت نه سالی از آن می گذرد هر روز و هر روز انباشته شده از خوبی ها و بدی ها و تلخی ها و شیرینی های آنچه زندگی می نامندش و برای خودش هارد دیسک که البته نه سافت دیسکی است مملو از اطلاعات جسته گریخته از روزهای رفته و رازهای به جا مانده بر آن .
خلاصه این گرفتگی دل درد سرم شده و نمی دانم برایش چه چاره کنم .

لینک مستقیم | 11, 2006 11:55 GMT | نظرات وارده: 5 نظر


.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان



وقتي لوله هاي دل آدم بگيره کاري از لوله کش و اسيد وفنر برنمياد. چاره اش دشنه است. برهنه و برنده. ساده است اما جيگر ميخواد که اين روزا نايابه رفيق.


امضا :: چهارشنبه ۲۴ آبان / ۱:۳۶ صبح :: fasl_e_gostakhi@yahoo.com


لوله پوليکا سه و نيم بذار
!!!


بچه‌مخفي :: چهارشنبه ۲۴ آبان / ۱:۲۱ صبح :: Unforgiven_Sandman80@Yahoo.com


اسید بریز ..جوهر نمک


مریم بانو :: دوشنبه ۲۲ آبان / ۱:۲۷ بعدازظهر ::


تکلمه‌ي آغاز نوشته‌ات روزبه عزيز، به دل مي‌نشيند.


م.ز. :: دوشنبه ۲۲ آبان / ۷:۱۸ صبح :: majidzohari@yahoo.com


چاره اي پيدا كردي،خبر بده ، ما هم چاره كنيم


برف :: شنبه ۲۰ آبان / ۷:۱۱ بعدازظهر ::