مطلب قبلي :: صفحه اول :: مطلب بعدي

لوس بودن یا نبودن مسئله این است

چهارشنبه ۲۰ دی ۸۵

ابراهیم نبوی در مطلب امروزش در قسمتی از نوشته ها وبلاگ نویسان را موجوداتی لوس دانسته که به گاه ناراحتی تنها می توانند پتیشن امضا کنند و در سایر زمان ها فکر نوشتن مراتب دستشویی رفتن و لباس خریدن هایشان در وبلاگ های مطبوع خویش هستند .
این مطلب حتی دوستی را ناراحت کرده و در وبلاگ وزینش به ان پرداخته و نبوی را از آنچه ندادن لینک به وبلاگ دام دوم بوده با خبر کرده و از او خواسته مودب باشد تا در جمع وبلاگ نویسان پذیرفته شود .
حرف نبوی انتقادی نیست به نوعی توهین است و همه را با یک چوب راندن اما خود به خدایی ( خدای خودتان را عرض می کنم ) اگر از جامعه وبلاگ نویسان بیاییم و یک نمونه اماری تهیه کنیم ایا در صدی بالای 70 اینچنینی که نبوی گفته نیستیم ؟
بیاییم بدون تعصب به وبلاگ های معروف و با هیت بالا سری بزنیم . به نظر من بیشتر این وبلاگ ها بیشتر جایی شده برای تخلیه روحی روانی کسانی که در جامعه چیزی متفاوت از این جامعه مجازی هستند .همین اعترافات یلدایی خودش نمونه بارزی از این امر است .اعترافاتی عموما در خصوص سکس و اعلام با حالی های نهان وبلاگ نویسان عزیز که در این جا گرد هم آمده اند .
عموم وبلاگ نویسان مرد در وبلاگ هایشان دون ژوان هایی هستند که به کاویدن تن زنان می بالند و در هر چند نوشته یکبار اشارتی به دخترهای گرداگردشان می کنند و محال ممکن است نام ماشین سواری خودشان را در وبلاگ نیاورند .
دخرهای وبلاگستان هم که همه از دم فمینیست هستند و پیامبرشان سیمون دو بوار است و لینک فرناز و زنانه ها در تمام وبلاگ هایشان وجود دارد و نیک به یاد دارم دوست فمینستمان را که با عجله جلسه ای را برای رسیدن به خانه و داشتن فرصت کافی جهت طبخ قرمه سبزی برای مادر شوهر حساسش ترک می کرد .و دختری از همین فمینیست های دو اتشه که وقتی با من کمی صمیمی تر شده بود از آروزیش از داشتن مردی که به او دستور بدهد و کتکش بزند سخن می گفت .
این وبلاگستان هم قسمتی از جامعه بیمار ما است جامعه ای که بزرگترین بیماریش بیماری جنسی اعضای ان است و نمود ان را در بیشتر وبلاگ های روشنفکر مابانه خودمان هم می بینیم .
مطمئنا نبوی آدم احمق و بی شعوری نیست و حرفی هم اگر زده من نبوده ام که از سر حسادت کامنت و هیت کمتر زده باشم و مطمئنا اگر هر یک از ما یک دهم خوانندگان او را داشتیم ما تحتمان را شقه می کردیم از خوشی .پس بهتر است کمی فکر کینم که اگر نبوی چنین حرفی زده لابد استنباطی کرده و چنین گفته است .

لینک مستقیم | 10, 2007 10:22 GMT | نظرات وارده: 12 نظر


.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان



نبوی غلط کرده . خیانت کار پست فطرت . آدم فروش بی وجدان .


علی :: چهارشنبه ۷ فروردین / ۱۱:۰۵ صبح ::


با سلام اولين بار است که نوشته هاي شما را مي خوانم .در اين مورد خاص با شما شديدا موافقم .اگر وقتي بود به شولاي شب آلود من چراغي بياويز .خوشحال مي شوم


امير مسعود :: پنجشنبه ۵ بهمن / ۲:۵۶ بعدازظهر ::


کساليي = کسايي


آفتاب پرست :: جمعه ۲۲ دی / ۹:۲۷ بعدازظهر :: aftaabparastt@yahoo.com


يه جاهايي با نبوي موافقم. اما عادت ندارم کلي گويي کنم واسه همينم از کساليي که کلي گويي ميکنن خوشم نمياد. من فقط از اروتيسمي که مث نخود لوبيا تو اين همه وبلاگ ريخته و هرکي يه قابي براش ميگيره خشوم نمياد. ادبياتي ها که قربونشون برم مخشون از اسافل اعضاء فراتر نميره.


آفتاب پرست :: جمعه ۲۲ دی / ۹:۲۵ بعدازظهر :: aftaabparastt@yahoo.com


سلام روزبه جان
با نبوي موافقم ولي با تحليل هاي شما از نوشته هاي اون نه.
چه قدر سخت ميگيري. هرکسي مجازه حداقل تو اين دنياي مجازي اونجوري باشه که دلش ميخواد نه لزوما اونجوري که هست حداقل آزادي تو اين دنيا رو از خودمون نگيريم حرف زدن از روابط جنسي و سکس هم گناه نيست حداقل تو اين دنيا چه انتظاري داري از ماهايي که تمام دوره نوجواني و جواني خودمون رو سانسور کرديم و مجبور شديم نقش جوون هاي متين و موقر و سر به راه رو بازي کنيم
چه انتظاري داري از ماها که رنگ جووني کردن به خودمون نديديم و تو دوره اي زندگي کرديم که پوشيدن شلوار جين هم جنايت بود و مکافات بدي داشت
زنها که همه فمينيست هستن به قول تو چه انتظاري داري از قوانين وحشيانه و فرهنگ مسخره ما که زنان رو اين جوري امروز عاصي نکنه باز هم ميگم ما تابع شرايطمون هستيم همه نميتونن ۱۰۰٪ اوني باشن که مي خوان جامعه ما اجازه نميده در نتيجه اون زني که ازش حرف زدي هم دوست داره تو جلسه اي که از حقوقش آگاهش ميکنه شرکت کنه و هم زود بره تا غذاي شوهرش و چه مي دونم مادرشوهرش رو آماده کنه به نظر تو بايد چي کار کنه چون تو همچين جلسه اي بوده فرداش بايد براي انتقام از بک تاريخ زن ستيز از شوهرش جدا بشه وضعش تو اين مملکت چي ميشه اينا که ميگم حداقل در مورد خودم نيست شايد خيليها مثل من براي آزاد شدن تلاش ميکنن و تو اين وضعيت پاي لرزش هم هستن ولي درجات متفاوته همه نمي تونن يه عمر حرف مردم و سرزنشها و شماتت ها و تهمت ها رو تحمل کنن مي تونن؟
راستي اون دختري که گفتي دوست داره شوهرش کتکش بزنه رو حتما سفارش کن به يه روان پزشک مراجعه کنه چون خيلي مازوخيسمش شديده ازت انتظار ندارم براي بيان کردن يه مطلبي که قاعتا بعضي جاهاش منطقيه به آوردن دلايل غير منطقي متوسل بشي نوشته هات که تو رو منطقي تر از اين نشون ميده
به هم گير نديم اين قدر تو اين مملکت که داريم توش از خوشي ميميريم


نازنين :: پنجشنبه ۲۱ دی / ۲:۳۱ بعدازظهر :: nznn.barmak@yahoo.com


سلام وبلاگ شما خیلی دوست داشتنی و جذاب است امیدوارم که همیشه موفق باشی


حسین پاریاس :: پنجشنبه ۲۱ دی / ۱۰:۱۷ صبح :: amir_paryas@yahoo.com


خود به خدايي چرا !!!همه سر و ته يک کرباسن من خودم رفتم يه وبلاگ زدم وبلاگ نويسهاي زن تا وقتي فکر ميکردن من مردم به به وچه چه ميکردن و کلي مارو تحويل ميگرفتن اما همين که فهميدن مرد نيستم ! اه اه و اخ اخ کردن و گفتن مزخرف مينويسم .....
وبلاگ نويسهاي مرد هم تا وقتي فکر ميکردن من مردم اصلن تحويلم نميگرفتن اما همينکه گفتم مرد نيستم !!!گفتن دورغ ميگي مردي براي اينکه باز هم ميخواستن تحويلم نگيرن .....چرا ؟؟؟ چون لوسن ديگه چشم ديدن اينکه ... ولش کنيد اين حرفها رو ... اينها همه حرفهايي يه که خاله ه به من ديکته ميکنه .


.... :: پنجشنبه ۲۱ دی / ۹:۱۰ صبح ::


راستی عکس هاتم دیدم. یه کم از عکاسی سیر در میارم. عکس مه و تنهایی و کلاغ ات خوبند. موفق باشی


مهاجر :: چهارشنبه ۲۰ دی / ۱۱:۳۳ بعدازظهر :: sweetbasil_84@yahoo.com


دوست عزیز سلام.
بستگی داره از چه زاویه ای مساله رو نگاه کنی. بالاخره جامعه وبلاگی نمودی از زندگی درونی ما ایرانی هاست. که خوب طبیعتا مشکلات فرهنگی مون توش خیلی به چشم میاد.
ولی خوب از یه زاویه دیگه وبلاگ هر کس درسته که در دسترس دیگرانه ولی خیلی شخصیه. یه جورایی جزو اموال شخصی ما محسوب میشه. برای من که مثل یه اتاق شخصی میمونه. پس هر کس حق داره هر چیزی که دوست داره و خوشحالش میکنه رو توش بنویسه. حالا یکی درست یا غلط-بر اساس همون اشکالات فرهنگی- کلی خواننده پیدا میکنه. یکی هم هست که سطح نوشته هاش یه پله از بقیه بالاتره ولی خواننده های زیادی نداره...


مهاجر :: چهارشنبه ۲۰ دی / ۱۱:۲۷ بعدازظهر :: sweetbasil_84@yahoo.com


تلخ اما احتمالا توام با رگه هايي از واقعيت .


ليلا :: چهارشنبه ۲۰ دی / ۴:۲۷ بعدازظهر :: leila_s967@yahoo.com


سلام. من با نوشته شما موافقم (خب اين يعني با نوشته نبوي هم موافقم!). اصلا حرف حق شنيدن خيلي سخته و لابد آدم بايد يه وقتايي تا فيها خالدونش! بسوزه، بي برو برگرد.


باغبون (ميشناسيش که؟!) :: چهارشنبه ۲۰ دی / ۰:۰۰ بعدازظهر ::


متن رو خوندم روزبه جان! راست اش به نظر من که حرفِ اين بي نوا همچين هم بي راه نبود... راست مي گه ديگه!


عليرضا :: چهارشنبه ۲۰ دی / ۱۱:۴۹ صبح ::