مطلب قبلي :: صفحه اول :: مطلب بعدي

oldboy

سه شنبه ۱۸ اردیبهشت ۸۶

کارگردان :پارک جان ووک
بازیگران:چوی مین سیک –یو جی تایی
ژانر :اکشن –ادونچر

این فیلم تا کنون 25 بار کاندید جوایز مختلف بین المللی گردیده و از این بین 17 جایزه را برده است . فیلمی با ساختار بسیار قوی و محکم که تا‌اخرین لحظه فیلم بیننده را پا به پای خود به جلو می برد .

خلاصه :
مردی پس از درگیری در اداره پلیس به ضمانت دوستش آزاد می گردد و در فاصله ای که برای زدن تلفن به خانه و تنها دخترش مهیا شده نا گهان نا پدید می گردد و بدون اینکه علت امر را بداند برای 15 سال تمام در اتاقی کوچک زندانی می شود و بعد 15 سال بعد از هیبنوتیزم شدن توسط یک زن به زندگی عادی باز می گردد و در ادامه برخورد او با زنی جوان و تنها و تلاشش جهت یافتن کسی که زندانیش کرده فیلمی بسیار بسیار زیبا و در خور را پدید اورده است .
صحنه هایی از فیلم :




در باب فیلم :
فیلم روایت انتقام است .انتقامی که ممکن به سبب کاری که در نظر توی انجام دهنده اش بسیار کوچک جلوه کند اما آنچنان خشمی به وجد آورد که زندگی تو را نابود کند .فیلم با سکانسی از درگیری مرد با پلیس شروع می شود و با فحاشی او به پلیس ادامه می یابد و سپس در فضایی تاریک و شهری مرد نا پدید می شود و خودش را در سلولی کوچک می یابد .سلولی که 15 سال تمام از زندگیش را در آن می گذراند و مدام از یک نوع غذا می خورد و تمام این مدت را به فرا گیری علوم رزمی می پردازد باشد که روزی بیرون بیاید و انتقام خودش را بگیرد . انتقامی که با کندن آجرهای دیوار و یافتن راهی به رهایی می رود تکمیل شود .ناگهان با‌ازاد کردن مرد در پشت بام آپارتمانی او مسیر جدیدی می یابد . برخورد او با مردی نیمه دیوانه که قصد پرت کردن خود را دارد و صحبت های او با مرد و دیدن یک زن بعد از این همه مدت در آسنانسور و برخورد هیستیریک او در این زمینه از صحنه های بدیع و زیبا فیلم است .
برخورد او با دخترکی تنها سمت داستان را تغییر می دهد و مرد در اینجا است که متوجه چت کردن های دخترک با مردی می شود و زمانی که در برابر کامپیوتر قرار می گیرد مرد از پشت وب کم او را می بیند و به او درباره این سال های زنان می گوید .مرد در اینجا به دخترک بدبین می شود و در صدد یافتن آن مرد بر می اید .او با پیگیر از طعم غذاهای رستودان های مختلف پی به غذایی که در این چند سال و محل سرو ان می بردو با تعقیب پیک غذا محل اختفایش را می فهمد .وارد انجا میشود و رییس آنجا به نام اقای پارک را با کشیدن یک یک دندان ها مجبور بخ گفتن درباره کسی که زندانیش کرده می کند .کاری که ثمره ای برای او ندارد.
در ادامه تحقیقات در نهایت به فرد مورد نظر می رسد و زمانی که می خواهد او را بشکد به او متذکر می شود که کشتن من تو را برای همیشه در حل این معما مغبون خواهد کرد .و در اخر به او می گوید موقع امدن در را باز گذاشته ای .وقتی که مرد بر می گردد با صحنه بستن دست وپای دختر توسط آقای پارک که دندان های طلا گذاشته مواجه می شود و زمانی که می خواهد دندان های او را برای انتقام بکشد با تلفتی از این کار دست می کشد و مرد زن جوان را در اغوش می گیرد و شکش به او از بین می رود .
در ادامه فیلم شاهد سک س مرد و زن هستیم که یکی از سکانس های بسیار زیبای فیلم است که من را یاد کتاب های میلان کوندرا انداخت صحنه ای که در عرض 3 دقیقه بسیار یاز دردهای بشر را نشان می دهد .
از اینجا به بعد را اگر فیلم را ندیده اید نخوانید :

بعد از آن مرد با کمک دوستش دست به تحقیق می زند تا اینکه در اخر در می یابد که مرد خواهری در مدرسه زمان تحصیل وی داشته .خواهری که با برادرش رابطه جنسی داشته است و او بوده که صحنه را دیده و با پر کردن ان در مدرسه سبب خودکشی دختر گردیده است .
پس او راهی پنت هاوس مرد می شود و زن را به همان زندانی که در ان بود می برد و می گوید تا زمانی که او نیامده دختر را ازاد نکنند مبادا از جانب مرد آزاری به او برسد .
در درگیری که در پنت هوس مرد به وجود می اید بادی گارد وی کشته میشود و جعبه ای به مرد داده یم شود که با باز کردن جعبه و ورق زدن البوم درون آن مرد متوجه می شود دختری که عاشقش شده و با او سک س داشته است .دختر حقیق خود او است و برای اینکه به دخترش چیزی گفته نشود .زبان خود را با قیچش می کند و اینجا است که مرد راضی به نگفتن راز به دختر او می شود و بعد خود شرا که انتقام قتل خواهرش را گرفته و دیگر علتی برای زنده بودن ندارد با گلوله ای می کشد .
در پایان فیلم شاهد مرد هستیم که به نزد زن هیپنوتیزم گر می رود و می خواهد کاری کند که او همه چیز را فراموش کند و بتواند عاشق دختر بماند .

فیلم با ساختار پر افت و خیز و هیجان انگیزش و استفاده به جا از خشونت توانسته به نوعی ادای احترامی به سینمای استاد کوئنتین تارنتینو بکند و با روایتی منسجم و زیبا فیلمی بسیار تاثیر گزار را فرا روی بیننده قرار دهد .با دیدن این فیلم به اختلاف فرهنگ فیلم سازی در کشور مان با سینمای آسیای شرقی بیشتر پی می بریم

نکته جالب در خصوص این فیلم برداشت هایی است که چو سونگ هوی همان قاتل معروف ویرجنیا همان که دانشجویان زیادی را به گلوله بست از این فیلم کرده این عکس چو است .می بینید چقدر شبیه به عکس فیلم است.

لینک مستقیم | 8, 2007 02:45 GMT | نظرات وارده: 2 نظر


.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان



خیلی وقت بود اینجا سر نزده بودم. راستی تو هنوز زاغارت رو می نویسی؟ نمیدونم چرا دیگه بهش سر نزدم... بازم راستی من وبلاگم آدرسش عوض شده. خودم یه هاستینگ گرفتم. از بس که فیلتر شدم! تحلیلت در مورد فیلم هم جالب بود.. ممنونم.
---
آره برادر می نویسم ..همین بالا‌ادرسش هست داولین فرصت می رسم خدمتتون


بهنام :: چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت / ۸:۴۳ صبح :: h.nikbakht@gmail.com


چقدر جالب و با جزئیات و ریزه کاری فیلم رو تعریف کردی . من این فیلم رو ندیدم اتفاقا برعکس بسیاری از اونایی که ترجیح میدن واسه از بین نرفتن هیجان فیلم داستان رو ندانند من ترجیح میدم اخرشو بدونم !!! که با خیال راحت بدون استرس مث بچه ادم (!) بشینم تماشا کنم . اون نتیجه گیری اخر در مورد این پسرک کره ای دانشگاه ویرجینیا رو در رابطه با تاثیر پذیریش از این فیلم اولین بار بود که می شنیدم . ولی جدا شبیه بنظر میاد .


لیلا :: سه شنبه ۱۸ اردیبهشت / ۹:۰۹ بعدازظهر :: leila_s967@yahoo.com