مطلب قبلي :: صفحه اول :: مطلب بعدي

Underground

دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۸۶


نام فیلم : Underground
کارگردان : امیر کاستاریکا
محصول :1995 آلمان

بازیگران :میکی مونولویچ
رازار ریستوفسکی
میرجانا یوکوویچ

ژانر : درام کمدی
مدت فیلم :170 دقیقه

این فیلم یک از بهترین فیلم های کارگردان صاحب سبک بوسنیای امیر کاستاریکا است که توانسته جوایز زیادی از جمله نخل طلای کن را تصاحب کند .
فیلم هجویه ای است بر جنگ و قهرمانان پوشالی آن هجویه ای بر تعصب بیجا و احمقانه جنگ اورانی که با دستاویز قرار دادن شعارهایی پوشالی ملتی را بد بخت می کنند .کمدی قوی فیلم به همراه صحنه های تلخ و تاثر براگیز آن توانسته فیلمی چالش بر انگیز و زیبا را به تصویر بکشد فیلمی که به حق توانسته نخل طلای کن را کارگردان خوش ذوقش به ار مغان بیاورد .
فیلمی که در پس کمدی آن می توان رنج یک نسل را در خلال جنگ جهانی دوم و سپس جنگ بالکان و ملتی که برای هیچ زندگیشان به قمار احمقانه می رود را مشاهده کرد .

داستان فیلم :
فیلم با آهنگی بسیار شاد و نمایی از دو مرد که مست و فیاد زنان در شهر در حال حرکتند شروع می شود و تصویری سورئال از زندگی پیش از جنگ نشان می دهد تصویری که به زوایای زندگی شخصی دو مرد می رود و برخورد یکی( مارکو) با فواحش و دیگری به درگیری دیگری (پیتر) با زنش بر سر مسئله خیانت مرد پیش می رود .برخورد هایی که ناگهان گره در جنگ و یک حمله هوایی می خورد و اینجا است که یکی از ناب ترین لحظلت فیلم رقم می خورد .یکی برخورد با رابطه جنسی و دنیایی که دارد آوار می شود و همزمانی آن با ار ض ا ی مرد و دیگری خوردن صبحانه در حالیکه زمان و زمان روی میز صبحانه اوار می شود .
پس از آن شاهد ویرانی باغ وحش هستیم که به نظر من نشانه ای از سبعیت انسان است سبعیتی که به هیچ چیز رحم نمی کند .
پس از آن پیتر به سراغ رفیقه بازیگرش می رود که رفیقه به همراه یک درجه دار آلمانی می رود و پیتر را غرق در ناراحتی م حس انتقام می کند .حسی که منجر به حمله پیتر و مارکو به یک تیاتر و بردن ناتالی دوست دختر پیتر می شود . که در جریان آن به یوهانس درجه دار آلمانی تیر اندازی می شود و او زنده می ماند .
ناتالی را به یک کشتی می برند و در آنجا مراسم عروسی را به طوری که دخترک به صندلی بسته شده است بر پا می کنند و مارکو که از ناتالی خوشش آمده در زمانی که پیتر و دیگران مشغول شادمانی و تیراندازی هستند با ناتالی در اتاق مغازله می کند صحنه ای که پیتر شاهد آن می شود و زمانی که این دو در گیر بحث هستند آلمانی ها به ان ها حمله می کنند و پیتر را دستگیر می کنند .
مارکو برای نجات او به لباس دکتر ها در می اید و او را نجات می دهد .جنگ تمام می شود و این دو خود را جای دیگر قهرمانان جنگ جا می زنند و کسانی که دیروز بر سر مایحتاج زندکی مردم بینوای یوگوسلاوی دست به احتکار و پول دراوردن می زنند امروز قهرمان شده اند و مارکو که پیتر را در زیر زمین خانه ای برده و به او گفته جنگ هنوز ادامه دارد .او را شهید می خواند و برایش مجسمه می سازند و از روی زندگی او دست به کار ساخت فیلمی می شوند .فیلمی که بازیکران ان به طور عجیبی شبیه کارکترهای اصلی ما جرا هستند .
مارکو هم با ناتالی زندگی می کند و پیتر بینوا هم که فکر می کند هنوز جنگ تمام نشده با فرزندش که ماترک زن قبلیش است برای کمک به پارتیزان ها اسلحه می سازند و مارکو اسلحه ها را می فروشد و پول خوبی از این راه به دست آورده است . و با دروبین فعالیت های این بینوایان که می تواند استعاره ای از تمام مردم درگیر جنگ باشد نظاره می کند .
یکی از سکانس های زیابی دیگر فیلم رقص و برخوردهای ناتالی و مارکو است که به صورتی بدیع اجرا شده است .این ماجرا ادامه دارد تا اینکه پسر پیتر تصمیم به ازواج می گیرد و مارکو و ناتالی هم در این مراسم شرکت می کنند مراسمی که در ان در نهایت یک میمون به باد انسان های درگیر جنگ می رسد و با شلیک گلوله تانک راه فرار را هموار می کند و پیتر و پسرش هم از مدخلی خارج می شوند و تصادفا به صحنه فیلمبرداری فیلیم که بر اساس زندگیش ساخته می شود می رسد و در انحا یوهانس را میبیند و فکر می کند که او هنوز زنده است و ناراحت از اینکه بعد از 20 سال هنوز سر حال و سرزنده است او را می کشد و با پسرش سوار ماشینی می شود و فرار می کند سپس زمانی که در یک رودخانه به پسرش شنا یاد می دهد یک هواپیمای نظامی که در پی قاتل بازیگر است به او حمله می کند و زمانیکه دارد فرار می کند پسرش را فراموش می کند و پسر کشته می شود و از سوی دیگر همسر پسرش هم در چاه می افتد و میمیرد .
زمان می گذرد و 20 سال بعد مارکو پیتر دو طرف جنگ بالکان شده اند و اینجا است که مارکو دستگیر می شود و به همراه ناتالی به آتش کشیده می شوند .

از زیباترین قسمت های فیلم صحنه ای است که پیتر می میرد و به نوعی به دنیای دیگر می رود جایی که همه با هم خوب هستند و مارکو ناتالی دست در دست نشسته اند و پیتر به همراه زنش و پسر و عروسش مشغول شادمانی هستند شادمانی انسان هایی که دنیایشان از این جهان جدا می شود و می رود انگار که این خوشی های انسانی دیگر جایی در دنیای امروزی ندارد .
صحنه هایی از فیلم:




لینک مستقیم | 14, 2007 09:17 GMT | نظرات وارده: 8 نظر


.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان



روزبه جان سلام.سايتايي که ايميل مي کني قا بل دسترسي نيستند...لطفا براي من سايتاي پزشکي ايران بفرست.من پزشکم...ممنونم...

poormehr_f@yahoo.com


:: دوشنبه ۳۱ اردیبهشت / ۶:۴۸ بعدازظهر ::


سلام و خسته نباشيد... از اين که انقدر دقيق به معرفي فيلم پرداختيد ممنون و خيلي لذت بردم ... خسته نباشيد...


مژده :: یکشنبه ۳۰ اردیبهشت / ۱۱:۴۴ صبح ::


آقا دم ات جيز! برم ببينم اين فيلم رو برادر خانمِ محترم داره يا نه، اگر نه دانلود کنم. از تو که غير ا زهمين معرفي خيري به ماها نمي‌رسه... p:


عليرضا :: یکشنبه ۳۰ اردیبهشت / ۹:۳۳ صبح ::


man-nemitunam-farsi benewisam. wali mer30 ba khater atelaate khubi kae mifersty.

mofagh bashi


:: شنبه ۲۹ اردیبهشت / ۲:۲۴ بعدازظهر ::


يه چند روزي تعطيل بودي. وبت ياز نميشد.


نازنين :: پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت / ۰:۴۳ بعدازظهر :: nznn.barmak@yahoo.com


آقا حالا چرا همه ي فيلم رو تعريف کردي؟؟؟؟؟؟


پرگلک :: دوشنبه ۲۴ اردیبهشت / ۵:۱۹ بعدازظهر :: parisaa@gmail.com


ممنون که وقت میذاری و فیلم های خوب معرفی می کنی . انگیزه ایجاد میشه واسه دیدنش . قبلا هم نوشته بودم که این با جزئیات تعریف کردنت خیلی باحاله . منو یاد یکی از دوستانم میندازه که اونقدر جالب فیلم تعریف می کرد که بی ذوق ترین ادم ها هم برای دیدن اون فیلم بر سر ذوق میومدن .


لیلا :: دوشنبه ۲۴ اردیبهشت / ۴:۴۰ بعدازظهر :: leila_s967@yahoo.com


سلام
برا لينك ممنون راضي به زحمت نبودم.
اما در مورد اين فيلم نديدم كه نظر بدم.


photoblog :: دوشنبه ۲۴ اردیبهشت / ۴:۰۷ بعدازظهر :: hassanpic@gmail.com