مطلب قبلي :: صفحه اول :: مطلب بعدي

حماقت الرجال 2

چهارشنبه ۲۰ تیر ۸۶

اندر خواص این سهمیه بندی همین بس که مبت غیور و شهید پرور کمتر دست به سوییچ می شوند و وسایل نقلیه عمومی از تاکسی و اتوبوس گرفته تا مینی بوس و مترو رونق دو چندانی یافته اند و در این بین مترو را حالی دیگر ایت و فوج فوج ادمی است که از آن خروج و بر آن دخول می کنند .
همین موضوع باعث دیدن افراد و مردم از گونه ها و رسته ها و دسته های گوگنا گون می شود امروز به یمن او.ل خطی بودن درون واگن پریدم و جایی پیدا کردم و نشستم .مدتی نگذشته بود که مردی حدودا 40 ساله با شکمی بزرگ و پیراهنی چرک و تنی که ملغمه ای از بوی عرق و سیگار ارزان قیمت غیر قابل تحملش می کرد بقلم جا خوش کرد و هر چه با خودم کار کردم که بروم و جایی دیگر بنشینم دلم نیامد و لاجرم کنارش نشستم و از شرایط بد جوی اش رنج می بردم .در ایستگاه مردکی حدودا سی ساله آمد و مثل الاغ تنه ای به من ور زونامه در دستم زد و کنارم نشست و پاهایش را باز کرد و شروع کرد الت کثافتش را خاراندن از خاراندن آلت که خلاص شد انگشتش را در دماغش کرد و چند دقیقه ای حدود یه ایستگاه به کند و کاو مشغول شد و ما حصل جستجو را بع پر شلوارش مالید و بعد مثل سگ به جان گوشش افتاد به طوری که از تکان های شدید تنش من هم به لرزه افتادم بعد هم مثل کرکس روی روزنامه ام افتاد و بعد که دید چیزی از نوشته ها سر در نمی اورد و حوادث نمی خوانم سرش را پایین انداخت .
در ایستگاه بعد دو دختر جوان سوار مترو شدند و داشتند با هم حرف می زدند و می خندیدند کمی که گذشت مرد بد بو نگاهی چپ چپ به دخترها کرد و سری از تاسف عمیق تکان داد .مردک هم زیر زیرکی نگاهی به دختر ها می کرد و دستی به قسمت های شریفش می کشید . دخترها شاد از روزگار جوانی بودند و از خنده ها و کنایه های روزمره شان می گکفتند و دو ایستگاه بعد پیاده شدند . پیاده شدن دخترها مصادف شد با تلاقی نگاه دو نفری که در کنار هم بودند دیالگ های زیر کپی برداری بدون دخل و تصرف این دو عزیز است :

)) عجب روزگاری شده آقا
-بله آقا دیدی چه جوری می خندیدن؟
-دیگه احترامی نمونده برا کسی
-تازه من از این خراب تراش رو هم دیدم این که چیزی نیست
-فکر کن مادرای ما به اون خوبی ما رو تربیت کردیم این شدیم این ج ن د ه ها می خوان چیو تربیت کنن
-به خدا دختر من جلو روم بخنده تو گوشش می زنم ننه بابا ندارن اینا
-بله اقا فکر کردن پسرن که بگن و بخندن
- ای آقا این پ تیاره ها جه می فهمن زن و سنگینی ینی چی
- قدیمیا یه چیزی می دونسن که نمی زاشتن زن از پای قابلمه و بچه پا شه بره جای دیگه
-ای قربون دهنت آخه زن رو چه به خیابون و جامعه
-اصن حضرت علی گفته مشورت با زن مثل مشورت با شیطونه
-بله حکمتی داشتن این بزرگون

به ایستگاه می رسم نگاهی به دو مرد می کنم دو تا آدم خسته و ولنگار زندگی که دارن حرف می زنند و عقاید گل گرفته مسموم و مرسوم جامعه امروز ی را به نمایش می گزارند .

پی نوشت کاملا مرتبط :
این لینک از شراگیم را از دست ندهید

لینک مستقیم | 11, 2007 02:23 GMT | نظرات وارده: 9 نظر


.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان



آقا چرا "فید" نداره بلاگت؟


Farbud :: سه شنبه ۲۶ تیر / ۸:۴۵ بعدازظهر :: farbud@gmail.com


حالا تو هم بشین فالوگوش آقا بوگندوهه شو ! کیف و الحالی ؟فردا ما تو کعبه که میچرخیم یادت میکنیم !


داریوش کبیر :: یکشنبه ۲۴ تیر / ۲:۵۲ بعدازظهر :: dariushbeladi@yahoo.com


سلام . خوب نمي دونم چرا اما ياد صادق هدايت افتادم و زمان او ظاهرن اوضاع خيلي تغييري نکرده !!!!


ماهي سياه كوچولو :: یکشنبه ۲۴ تیر / ۲:۱۵ صبح :: zahedtoop@yahoo.com


آدم نميدونه عقش بگيره از توضيحات مفصلت يا بخنده به قلم طنزت يا گريه کنه به اون افکار و عقايد زنگ زده


خانوم گل :: شنبه ۲۳ تیر / ۳:۳۲ بعدازظهر :: babymaryam@yahoo.com


آدم نميدونه عقش بگيره از توضيحات مفصلت يا بخنده به قلم طنزت يا گريه کنه به اون افکار و عقايد زنگ زده


خانوم گل :: شنبه ۲۳ تیر / ۳:۳۲ بعدازظهر :: babymaryam@yahoo.com


اما در مورد اين كم عقلان كه همه جا هستند چاري اي نيست جز تمام شدن دوره زمانيشان. چند وقت پيش روزنامه هاي اوايل انقلاب را ورق ميزدم به موردي برخوردم كه مردي دخترش را به جرم نگاه كردن به جفت گيري 2 كبوتر كشته بود!!!!!!!!!!!!! اگر بتونم زمان و مكان اين كارمو پيدا كنم شايد اسكن اين صفحه رو تو وبلاگم گذاشتم. فعلا-


فتوبلاگ :: شنبه ۲۳ تیر / ۳:۰۸ بعدازظهر ::


سلام
تو اين شلوغي نفهميدي مونوريل كي افتتاح ميشه؟!!!!!!!!!!!!!!


فتوبلاگ :: شنبه ۲۳ تیر / ۳:۰۳ بعدازظهر ::


دود سيگار را بگير به عرش رو
فرش زير پاي را فروش ز سر ز همسر گذر
ز مادر گذر زما زما زما در گذر
دود سيگار را ببين برو بمير
زير پاي را ببين زجان گذر
زجان ز خانمان گذر
عر بزن کوبه‌ي سفالي‌ات
بر در بزن گشوده شد چو در ز در گذر
ز کار و بار و يار و حال و فال و دلبر گذر

- همه چيزمان به همه چيزمان مي آيد بي تعارف!


مونا :: پنجشنبه ۲۱ تیر / ۱۰:۰۷ صبح :: virtualgal.me@gmail.com


روزبه جان دور از جونت، اینها از اونهایی هستند که با یه چیزی بهشون آویزونه نام خود را مرد نهادند فکر میکنند از زنان بهتر می فهمند.
ولی چه بهتر فهمیدینی؟
که زنان و دخترانشون در خانه بمانند و هیچوقت از مرد یاد شده هیچ توقعی نداشته باشند.
اونوقت زندگي بسيار شيرين است...


شهلا :: چهارشنبه ۲۰ تیر / ۵:۵۹ بعدازظهر :: shahla.rezai@gmail.com