مطلب قبلي :: صفحه اول :: مطلب بعدي

سنتوری

شنبه ۱۱ اسفند ۸۶


فیلم سنتوری را هفته گذشته به مبلغ 1500 تومان بر روی دی وی دی خریدم و به همراه نگار تماشایش کردیم .آنرا به مادرم هم داده ام و قرار است خانواده مادر زنم هم از طریق من آن را ببینند به چند نفری دیگر هم فیلم را داده ام و مجموعا تا حالا 40 هزار تومان از شان پول گرفته ام تا به حساب مهرجویی واریز کنم .شما هم اگر این فیلم را دیده اید این کار را بکنید تا باشد که در حرکتی نمادین ( بدون توجه به وجهه مالی کار) کمکی به سینمای ارزشی ایران بکنیم والا سینمای بدنه با خزعبلاتی از دست راننده تاکسی و غیر منتظره به حرکت افتان و خیزانش ادامه می دهد و محمد رضای گلزار و مهناز افشار و دیگر نابازیگران عزیز جور سینما را به دوش می کشند .
بگذریم و به فیلم سنتوری بپردازیم ، فیلم با شروعی خوب و صدای محزون و مناسب بهرام رادان و ترانه ای با صدای محسن چاوشی شروع می شود .شروعی محکم و گیرا اما وقتی اسم استاد مهرجویی به وسط می آید توقع کمی بالا می رود در اینجا به برخی مشکلات ( که مزایا را دوستان به تفضیل گفته اند ) که به نظر من بیسواد رسیده اشارتی می کنم .
بازی گلشیفته فراهانی به عکس دیگر بازی های او فاجعه ای تمام عیار است خصوصا خنده های بازیگر که تصنعی بودن آن خیلی توی ذوق می زند و مشکل اصلی بازی او به نظرم چند پارگی بازی و تغییر کارارکتر در طول فیلم است که زیاده جسارت است اگر بگویم این مهم بر عهده کارگردان می باشد .از سوی دیگر گندی است که سیامک خواهانی ویولونیست گروه آریان به عنوان بازیگر به بار آورده است و بازی او به قدری در فیلم بد است که در بعضی جاها تنها صدای او می آید و از خیر تصویر او در فیلم گذشته اند و فکر می کنم که این از دست گل های شریفی نیا و تلاش او در معرفی یک گلزار دیگر از همان گروه آریان بوده که متاسفانه این تلاش به بدترین نحوی به فنا رفته است .این بازی های بد زمانی خودش را بیشتر نشان می دهد که بازی زیبای بهرام رادان را می بینیم و این پارادوکس بازی ها به نظر من لطمه بزرگی به فیلم زده است .
صدای چاوشی خوب است ولی به صدای بهرام رادان نمی خورد و باز هم هنرنمایی رادان در لب زدنی بسیار مناسب تا حدودی جلوی این عدم تناسب را گرفته است .
و بزرگترین و بدترین مشکل فیلم که به هیچ وجه نمی توانم با آن کنار بیایم پایان بندی آب دوغ خیاری و هندی آن است که تمام حس و لذت دیدنم از فیلم را به قول ابراهیم خان نبوی در وایتکس کرد و به بدترین و ضایع ترین حالت ممکن فیلم تمام شد .من دوست دارم وقتی فیلمی از معضلات زندگی اجتماعی می بینم فیلم همانگونه تمام شود که سرنوشت همه درگیران این معضلات است .یک معتاد تزریقی در نود درصد مواقع بازگشتی نمی یابد و می میرد من هم دوست داشتم مثلا فیلم در سکانسی که دختر شوهر قبلی خود را در قالب یک آشغالگرد می بیند و به دنیالش می دود علی در حال فرار از یک بلندی سقوط کند و بمیرد یا اینکه فیلم از آنجاییکه برای دیگر معتادین سوسیس درست می کند و باران که می زند و زندگیش را که باد می برد فیلم تمام شود .خلاصه پایانی بهتر از آموزش سنتور و آواز به معتادین آن هم در مرکز ترک اعتیاد در ایران که بشکن زدن نشانه طرب است آن هم برای کسی که زمانی یک سوپر استار بوده است .فکرش را بکنید که شجریان معتاد شده و بعد برای ترک رفته و پس از بهبودی دارد به معتادین گذشته آواز و گام یاد می دهد و هنوز مدتی نگذشته کنسرتی کامل بر پا می کند .

لینک مستقیم | 1, 2008 12:10 GMT | نظرات وارده: 16 نظر


.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان



سلام
منم فيلم رو ۴-۵ باري ديدم.
با اکثر نظراتت موافقم. ولي فکر ميکنم کهصداي چاووشي به صداي رادام ميخورد.
در مورد پايان فيلم هم به شدت با نظرت موافقم. فيلم به اين خوبي نبايد يه همچين پايان به قول خودت آبدوغ خياري و ۱۰۰ درصد هندي داشته باشه!(البته حتي توي بعضي از اين فيلمهاي هندي پايانهاي خوبي ميبينيم مثل قانون)
ولي چيزي که من از اين پايان دستگير شده اينه که اگه مايه دار نباشي و جزو کله گنده ها و آقا زاده ها و... نباشي و يک آدم شريف از قشر عادي و متوسط جامعه باشي و به کله مبارکت خطور کنه که معتاد بشي يا به هر طريقي و در اثر شرايطي که مسبب اصلي اون همين دولت و کله گنده ها و ... هستند تو اين راه بيفتي ديگه کلاهت پس معرکست!! درست مثل اون همه معتاد ديگه اي که باباشون رييس صنف بلورفروشا نبود که مثل فرشته نجات بياد و به اون شيوه کاملا هندي نجاتشون بده!
من که تنها برداشت مفيد و واقع بينانه اي که از پايان فيلم داشتم همين برداشت بود. ولي به جز پايان بقيه فيلم پيامهاي نسبتا خوبي داشت.


علي :: شنبه ۱۴ اردیبهشت / ۱۱:۳۷ بعدازظهر :: aazavvar@yahoo.com


سال نوی‌ات مبارک روزبه جان. هنوز فیلم رو ندیدم و نقدت رو هم نخوندم به همون دلیل. انشالله سال نو قسمت بشه وقت بشه حال باشه ببینیم برگردم نقدت رو بخونم.


هاله :: سه شنبه ۶ فروردین / ۱۰:۴۵ بعدازظهر :: me@mysite.com


برادر روزبه بيايد ديداري انجام دهيم


ماهي دودي :: یکشنبه ۴ فروردین / ۳:۳۰ صبح :: mahidoodi_daily@yahoo.com


با بخش آخر نظرت مخالفم چرا ؟ چون اگه قرار بود بميره خيلي کليشه اي تر و به قول خودت اب دوغ خياري تر مي شد . و در ضمن همين جور که خودت گفتي ۹۰ ٪ معتادين مي ميرند ولي دقيقا نکته اينجاست که اين رادان ! جز همون ۱۰ ٪ باقي مونده است که پشتوانه ي مالي دارن !

در ضمن چه جوري مي شه به حساب مهرجويي پول ريخت ؟


:: شنبه ۳ فروردین / ۲:۲۸ بعدازظهر ::


سلام
اميدوارم سال 1387 سال خوبي برات باشه.
سال نو مبارك


photoblog-Hassan :: سه شنبه ۲۸ اسفند / ۵:۰۶ بعدازظهر :: hassanpic@gmail.com


آمديم نبوديد :دي چشمتم بي بلا :پي


ندا.ح :: یکشنبه ۲۶ اسفند / ۳:۲۳ بعدازظهر ::


۱- هر چي فکر ميکنم که چرا اين اسم: سنتوري ُ انقد منو مشمئز ميکنهُ نميفهمم چرا !! واسه همين اصلا اقدام نکردم واسه ديدنش. با اينکه خيلي دووس دارم که هيچ کدوم از کاراي مهرجويي رو از دس ندم. ( دليل از اين خنده دار تر ؟!! ).

۲- جواب استفتاء جنابعالي: نميبايستي اوون وامي که سگ نزولخور هم چنين بلايي سر ملت نميارهُ استفاده ميکردين ! ( تعبير اوون اتفاقات اين بود.
تازه خدا خيلي شما رو دووس داره که وقت گذاشت اوونهمه بهتون سيگنال بده.
اينا ۱۰۰ برابر از اسطوره هاي نزولخوري هم کثيف ترن.
يا حق


تمام ناتمام :: سه شنبه ۲۱ اسفند / ۵:۲۲ بعدازظهر ::


روزبه؛
منم اول برداشت تو رو از پايان فيلم داشتم اما نظر يکي از منتقدا روکه خوندم ديدم از برداشت ما قشنگ تر و منطقي تره : يه قسمتش رو برات کپي ميکنم ::
فیلم از صحنه‌ای شروع می‌شود که به آن باز نمی‌گردد. جالب اینکه بعضی از منتقدین، این را ضعف فیلم قلمداد کرده‌اند. آنها می‌پرسند که علی ناامید و سرگشته که از مترو بیرون می اید و قرار است اين آخرين باري باشد که هواي کثيف را به ريه هاي {سوخته اش} فرو مي کند، در کجای بقیه‌ی فیلم قرار دارد. اتفاقاً همین شروع فیلم، پایان غم‌انگیز فیلمی است که ظاهراً پایانی خوش دارد. اما در واقع علی به همان دنیای کثیف بیرون از مرکز بازپروری باز می‌گردد و باز هم مواد مصرف می‌کند و به جایی می‌رسد که زوالش در خودش است، علی سنتوری، پیش به سوی مرگ.:::
چطوره؟

--------
جالبه


سلماز :: سه شنبه ۲۱ اسفند / ۱:۴۵ صبح :: nava_mm@yahoo.com


در تاييد نظر شما مضراب زدي خوب رادان و ديالوگ هاي بد در صحنه جستجوي قلم نيز از نقاط قوت و ضعف فيلم هستند.


ري را :: یکشنبه ۱۲ اسفند / ۲:۳۰ بعدازظهر ::


من بیشتر با مطالب زاغارتت حال میکنم.
---
آقا شما حال کن اصلا بیا با خود بنده حال کن :)


گیج علی :: شنبه ۱۱ اسفند / ۷:۲۹ بعدازظهر :: gijali@gijali.com


ما که ديديم و ۱۰۰۰ هم خريديم و فحشي هم نثار مهرجويي کرديم!
---
لطف کردین عزیزم


انانيموس! :: شنبه ۱۱ اسفند / ۵:۴۸ بعدازظهر ::


من هم با نظر شما کاملاً موافقم. قبل از ديدن فيلم با تعريف هايي که شنيده بودم فکر مي کردم فيلم تاپ يه اما بعد از ديدن فيلم کلي خورد تو ذوقم غير از بازي رادان همه چيز و به خصوص قسمتهاي پاياني فيلمنامه در سطح بسيار پائيني بود.


مريم :: شنبه ۱۱ اسفند / ۵:۳۶ بعدازظهر ::


آقاجان
این نویسنده ها و کارگردان های فیلم از دست شما ملت چکار کنند؟
اگر آرتیست فیلم را در آخر داستان بکشند میگویید این چه وضعش است. آدم افسرده میشود از این همه غم و غصه.
اگر آرتیست فیلم را زنده نگهدارد میفرمایید حیف شد که آخرش از دره سقوط نکرد و کشته نشد.
چاره این است که فیلم ها را با دو ورژن بسازند تا همه راضی شوند.
یا فیلم را طوری تمام کنند که معلوم نشود طرف زنده میماند یا به درک واصل میشود.
ولی بنظر من هم فیلم خوبی بود.
----
مخلصیم ملا جان شما فتوا بدید حله


ملا حسنی :: شنبه ۱۱ اسفند / ۵:۱۷ بعدازظهر ::


روزبه جونم مگه نمیدونی اسپانسر این فیلم کی بوده؟

اون خواسته که معتاد تزریقی در فیلم ترک کنه خوب!!!

برای جمع آوری پ.ل نیز کار بسیار نیکی کردی

"من هم گفتم در ایران به حساب آقای مهرجویی پول بریزند"

نگار جان را از جانب من ببوس.
--------
مرسی شهلای عزیزم:)


شهلا :: شنبه ۱۱ اسفند / ۴:۴۹ بعدازظهر :: shahlajoon2003@yahoo.de


راستي در بلاگ نيوز لينک دادم


بيلي و من :: شنبه ۱۱ اسفند / ۴:۰۰ بعدازظهر ::


سلام، کارت قابل تقدير است.


بيلي و من :: شنبه ۱۱ اسفند / ۳:۵۹ بعدازظهر ::