مطلب قبلي :: صفحه اول

بهاریه

سه شنبه ۲۰ فروردین ۸۷

عید هم مثل خیلی چیز های دیگر برای من تنها یک واژه نوستالژیک و پر از خاطرات و خطورات گاه و بیگاه است و الا این سال های آخری دیگر برایم نه بوی عیدی بوده و نه نو نواری خاصی برایم به ارمغان آورده است .
به عید که فکر می کنم یاد بیدار شدن صبح بهاری سال های خیلی دور شاید 20 سال پیش می روم زمانی که 7 ساله بودم و عاشق بیدار شدن صبج اول بهار در رختخواب بودم در حالیکه پدر به من یک شکلات هبی داده است و من هم با چشم نیمه خواب مست دیدن کارتونی تکراری از شبکه یک یا تنها رقیبش شبکه دو تلویزیون جمهوری اسلامی هستم .
عید نو و روز نو روز رفتن به خانه پدربزرگ و مادر بزرگ بود پدر بزرگی که به خست معروف بود و همیشه نفرت کرفتن عیدی های کم مقدار و ارزانش در ذهنم جا خوش کرده است و هیچوقت نشد که بدون گریه به خانه اش بروم و آخرین عیدی که به من داد 200 تومان بود آن هم در سال 80 قبل از مرگش که آن را هم از زیر تاقچه رنگ رفته خانه بیرون کشید و با لبخندی تصنعی به دستم داد .
البته روی دیگر سکه مادر بزرگ پیر و سپید رویم بود که با ما زندگی می کرد و پیرزن نه که مستمری بگیر شوهر خدابیامرزش بود از خود حقوق و مواجبی داشت و هر سال عید عیدی او با حاصلجمع تمام عیدی هایی که از دیگران گرفته بودم برابری می کرد .مادربزرگی که یک روز صبج خیلی زود در ماه آذر مرد و تمام شد .
عید من را می برد و صاف می نشیند در صندلی جلوی پیکان آجری رنگ پدرم- همیشه من جلو می نشستم و مامان عقب که اگر غیر این می شد خودم را جر می دادم – که بعد از یکسالی آبی به خودش دیده بود و شسته رفته شده بود .پیکان تا همین اواخر بود تا اینکه پدر آنرا به من داد و من هم تبدیلش کردم به یک پراید هاچ بک سفید درب و داغان که سه سال پیش فروختمش .
عید روز کفش های زنانه ای است که از فرط نو بودن پای صاحبش را می زد و گله به گله زنان چاق و چادری را می دیدی که دارند دستمال کاغذی در پشت کفش می چپانند و لنگ لنگان برای عید دیدنی در مسیر خیابان جاری می شوند .
عید روزگار بچه های فسقلی قد و نیم قد با کت شلوار های سیاه است که به هرکدام هم زنجیری از جیب کت آویزان است با کراوات های کشی بچه هایی که بابت شیطنت و خراب کردن همین کت های زشت اولین کتک سال نو را از مادر نوش جان می کردند .
عید شوق و ترس نشستن پای سفره هفت سین و خواندن یا مقلب القلوب و شمردن آرزوهای بی و سر و ته کودکی برای خدا است و زل زدن به تخم مرغ که آیا می شود در لحظه سال تحویل تکانی بخورد و آرزوهای من براورده شود .
عید و سبزه و هفت سین و عید دیدنی و عیدی همه و همه دیگر تنها کلماتی شده اند که در خود خاطراتی را جا داده اند خاطراتی از روزهای رفته روزهایی که دیگر نه عطرشان مانده و نه دیگر تکرار خواهند شد .عید امسال بیست و هفت سال و دو ماه از زندگی را پشت سر گذاشتم و کم کم احساس پیری دارد در من رسوخ می کند از آن بدتر این احساس که هیچ گهی برای خودم نشدم و تل آرزوها و باورهای ذهنی ام را در برابرم می بینم که دارد سر به فلک می زند نه مهندس دانشگاه شریف شدم نه گرافیست نه عکاس نه نقاش نه موزیسین نه روشنفکر نه پولدار نه حتی یک وبلاگ نویس خوب تنها و تنها یک کارمند دوزاری که روزها را یکی یکی در قبر دیروز چال می کند و تحمل این همه خستگی را به مدد دود و الکل می کند .
این هم از بهاریه بنده

لینک مستقیم | 8, 2008 03:07 GMT | نظرات وارده: 17 نظر


.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان



سلام
خيلي عالي بود.
منم يه همچين حسي رو دارم. قديما که بچه بوديم براي رسيدن عيد لحظه شماري ميکرديم ولي حالا ... براي تموم شدنش لحظه شماري ميکنيم تا دوباره برگرديم توي همون چرخه نکبت زندگي و همون تکرارهاي هميشگي و همون حسرتهايي که همه شب ميان سراغمون و ... و ...


علي :: شنبه ۱۴ اردیبهشت / ۱۱:۲۲ بعدازظهر :: aazavvar@yahoo.com


میبینم که دچار بحران سی سالگی شدی در بیست و هفت سالگی. ولی بازم به نسبت خیلی ها جلوتری.
من یک سوالی دارم. جان هر کی دوست داری تو همین جا جوابشو بده چون خیلی واجبه. ما میخوایم بریم زریوار. یک کله از اینجا تا مریوان. میخوام بپرسم غذاهای رستواراناش خوب هستند. کجا غذاش بهتره؟
-------------
مریوان یه رستوران به نام مروارید داره که غذاش به نسبت خوب بود کنار دریاچه هم که ماهی هاش خوبه


لیلی :: سه شنبه ۳ اردیبهشت / ۹:۴۲ صبح :: lzarei2002@gmail.com


سلام
وب جالبي داريد...
من لينکتون کردم...خوشحال ميشم شما هم منو لينک کنيد.
شاد باشيد و بهاري دوست عزيز.


.•* ღ زهــــــره ღ *•. :: شنبه ۳۱ فروردین / ۹:۰۲ بعدازظهر ::


خوب به نظرم روزبه جون جواب اين زهرا خانم مودب رو بايد بدي يا شايدم ارزش نداشته باشه و ولي با خوندن اون مطلبش تو وبلاگش و نظر تو و يادآوري اين مسئله که اين خانم جايزه وبلاگ نويس برتر رو گرفته بايد بگم کاملا با اين مسئله ر ي د ن تو وبلاگستان موافقم
ضمنا عيد تو و نگار عزيز مبارک
-----

مرسی دوست عزیزم بابت تبریک سال نو ..حالا اومده یه حرفی زده راستش اصلا تو مود کل کل نیستم :)


نازنين :: چهارشنبه ۲۸ فروردین / ۳:۰۲ بعدازظهر :: nznn.barmak@yahoo.com


شما ساکت شی بهتر نیست!!!
اول من اصلا چادری نیستم!!!
ثانیا اون روز هم حتی چادر سرم نبوده!!!!!!!!!!!

خوبه اون روز اقلا دو هزار نفر منو دیدن! نمونه اش خورشید خانوم و زن نوشت و اینها که توی اون جلسه هم بودن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ببخشید شما با کی اشتباه گرفتید؟!!!

بعدشم حالا فرض کنیم من چادریم! شما که دیدگاهت اینقدر سفت و سخته که داری صرفا به خاطر پوشش کسی رو میکوبی ترجیحا ساکت شی و حرف نزنی خیلی سنگین تره داداش

حالا مجبورید دروغ بگید؟! یا دروغکی کامنت بگذارین؟!!


زهرا :: دوشنبه ۲۶ فروردین / ۳:۰۶ بعدازظهر ::


کم کم احساس پیری دارد در من رسوخ می کند از آن بدتر این احساس که هیچ گهی برای خودم نشدم و تل آرزوها و باورهای ذهنی ام را در برابرم می بینم که دارد سر به فلک می زند نه مهندس دانشگاه شریف شدم نه گرافیست نه عکاس .............

چرا همه هم سن و سالهاي من( و البته خود من) دقيقا همين جملات و ميگن؟

اشکال از هم سن و سالهاست؟
اشکال از سن ماست؟
اشکال از من؟


معترض خسته معترض :: دوشنبه ۲۶ فروردین / ۱۰:۳۰ صبح :: maryam.arasi@gmail.com


نه بابا تو وبلاگ نويس خوبي هستي
شکسته نفسي نکن
ولي واقعا ديگه عيد مثل اون موقع ها نميشه


نازخاتون :: شنبه ۲۴ فروردین / ۴:۴۱ بعدازظهر ::


:(
عیدت مبارک دوستم! خوب این روزمریگیها که مرض همه گیر و هر روزه همه هستش !!
زیاد سخت نگیر ..
من که میدونم نویسنده و عکاس خوبی هستی :) بقیشم خدا بزرگه هنوز وقت هست ;)


ندا.ح :: شنبه ۲۴ فروردین / ۳:۳۸ بعدازظهر :: neda.ha@gmail.com


سلام
سال نو مبارك
من فكر ميكردم بيشتر از اين حرفا سن و سال داشته باشي
از روي نوشته هات!
اين نشون ميده كه از نظر من و شايد خيلي ها وبلاگ نويس خوبي هستي لاقل!!!
ضمنا منم هيچ گهي نشدم کلي هم استعداد داشتما اما پشتکار نه!


هديه :: پنجشنبه ۲۲ فروردین / ۷:۰۸ بعدازظهر :: goli_shaparak@yahoo.com


سلام
سال نو مبارك
من فكر ميكردم بيشتر از اين حرفا سن و سال داشته باشي
از روي نوشته هات!
اين نشون ميده كه از نظر من و شايد خيلي ها وبلاگ نويس خوبي هستي لاقل!!!


هديه :: پنجشنبه ۲۲ فروردین / ۷:۰۷ بعدازظهر :: goli_shaparak@yahoo.com


اولاْ که ممنون بابتِ نوستالژي! کلي براي ما هم يادِ قديما رو آوردي جلوي چش‌مون! تفاوت‌هاش هم کم بود، حالا جاي پدربزرگِ خسيسِ نداشته‌ي ما رو داييِ خسيسِ داشته بگيره. چه فرقي داره؟
ثانياً اون دود رو همون جوري اون‌جا ننويس برادر! حالا ملت فکر مي‌کنن چه خبره؛ نمي‌دونن که تو آخرِ تهِ تهِ خلاف‌ات Captain Black Gold باشه، اون هم با مقداري سرفه؛ و الکل‌ات هم آب پرتقال پاکبان. خدايي‌ش بي‌جنبه‌اي ها!
ضمناً بنده مخالف‌ام با اون جمله، و به نظرم تو داري خودت رو دستِ کم مي‌گيري؛ و از همين جا اعلام مي‌کنم که نگران نباش، از نظر من تو خيلي هم گهي شدي!


عليرضا :: پنجشنبه ۲۲ فروردین / ۰:۱۹ بعدازظهر :: asmclass@yahoo.com


اولاْ که ممنون بابتِ نوستالژي! کلي براي ما هم يادِ قديما رو آوردي جلوي چش‌مون! تفاوت‌هاش هم کم بود، حالا جاي پدربزرگِ خسيسِ نداشته‌ي ما رو داييِ خسيسِ داشته بگيره. چه فرقي داره؟
ثانياً اون دود رو همون جوري اون‌جا ننويس برادر! حالا ملت فکر مي‌کنن چه خبره؛ نمي‌دونن که تو آخرِ تهِ تهِ خلاف‌ات Captain Black Gold باشه، اون هم با مقداري سرفه؛ و الکل‌ات هم آب پرتقال پاکبان. خدايي‌ش بي‌جنبه‌اي ها!
ضمناً بنده مخالف‌ام با اون جمله، و به نظرم تو داري خودت رو دستِ کم مي‌گيري؛ و از همين جا اعلام مي‌کنم که نگران نباش، از نظر من تو خيلي هم گهي شدي!


عليرضا :: پنجشنبه ۲۲ فروردین / ۰:۱۸ بعدازظهر :: asmclass@yahoo.com


وای که چقدر غرقر یا قرغر کردی !منم 27 سال و دوماهم شده ولی مثل تو نگران نیستم.اوووووووه تا تو کلی از من جلو تری من بعضی هاشو شدم ولی چه فایده برعکس عمل میکنه ! مثلا اگر مهندس نمیشدم الان میتونستم بهتر طز مهندسی بدم.تا موقعی که ساز نمیزدم درکم از موسیقی بالاتر بود و ....


داریوش کبیر :: پنجشنبه ۲۲ فروردین / ۱۰:۲۴ صبح :: dariushbeladi@yahoo.com


كفشاي كفش ملي! اين يعني خود عيد! :)


فانی :: پنجشنبه ۲۲ فروردین / ۹:۱۸ صبح ::


سال نوی‌ات مبارک روزبه جان. امیدوارم که در این سال جدید به کلی از آرزوهاتون برسید. از طرف من به نگار هم تبریکات بگو.


هاله :: پنجشنبه ۲۲ فروردین / ۴:۱۹ صبح :: me@mysite.com


سلام، عيدت همچنان مبارک! نوشته‌ات به من چسبيد. در بلاگ‌نيوز لينک دادم.


بيلي و من :: چهارشنبه ۲۱ فروردین / ۵:۵۸ بعدازظهر :: assada@gmail.com


به به پس از مدتها خلاصه ظهور کردي. اين بلاگ رولينگ مادر به خطا که خرابه بنابراين هي اومديم و رفتيم و ديديم کماکان سنتوري سر جاي خودشه تا اينکه خلاصه امروز ظاهرا از روي تخمها بلند شدين ..... آقا غصه نخور نه فقط تو بلکه خيلي هامون هيچ گهي نشديم. سال خوبي براي تو همسر عزيزت آرزو ميکنم.


k1 :: سه شنبه ۲۰ فروردین / ۴:۵۷ بعدازظهر :: kayvana2000@yahoo.com