46
چهارشنبه ۲۷ دی ۸۵
دخترک که پرده اش
پریده بود
وز ترس پدر
به خود ریده بود
و اثری از ان دیوس پرده زن
دگر ندیده بود
و ز فرط جیغ
حلق خود دریده بود
بهر دوخت و دوز
دکتری خریده بود
دکترم دو سوی پرده را
آنچنان کیپ دوخته بود
دخترک به گاه قاعده
خون خود به حلق دیده بود